کد خبر : 36027

تاریخ انتشار : ۱۰:۳۹ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۶/۰۸/۱۶ چاپ این مطلب

در فرقه ضاله بهائیت اجازه تحقیق و پژوهش به محققان داده نمی شود

تشکیلات بهائیت حتی از مطالعه آزاد آثار توسط پیروانش به نوعی مخالفت و جلوگیری بعمل می آورد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی درچه نیوز: ایجاد ادیان و فرق ساختگی یکی از ابزارها و شگردهای استعمار غرب برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است.

در حقیقت هدف کلی این بوده است که فرق دست‌ساز در نهایت جایگزین ادیان الهی گردند و یا حداقل چهره ادیان الهی را مخدوش سازند.

این سیاست کثیف تا حد زیادی در حوزه یهودیت و مسیحیت موفقیت‌هایی را کسب کرد و ما امروز شاهد گروه‌ها و فرقه های مختلفی هستیم.
در حوزه مهدویت نیز قریب ۱۵۰ سال پیش با کمک و هدایت استعمار انگلیس و روسیه، گروه دست‌سازی با عنوان «بابیت و بهائیت» در کشور ما شکل گرفت و طبق بررسی های محققان و صاحبنظران تاریخی، جهت گیری کلی بابیت و بهائیت جداسازی مردم ایران از مراجع تقلید و مشغول کردن آنها به مکتبی ساخته دست بشر بود. مکتبی که جنبه های غیر عقلانی آن بر جنبه های عقلانیش برتری داشت و به تدریج از صحنه های زندگی اجتماعی و سیاسی خارج شده و در نهایت گرایش به این ایدئولوژی موجب جدا شدن مردم از دین و دینداری می شد.
در این موضوع پایگاه خبری تحلیلی درچه نیوز مصاحبه ای  با حجت السلام علیرضا روز بهانی مدیر گروه فرق انحرافی مرکز تخصصی کلام حوزه علمیه قم انجام داده است که در ادامه به آن می پردازیم.

 

 درچه نیوز: به عنوان اولین سوال بفرمایید ساختار فرقه بیت العدل به چه شکلی است؟

فرقه ضاله بهائیت یک ساختار منظم و تشکیلاتی دارد که این سازمان و تشکیلات در واقع مدیریت و راهبری بهائیان در سطح جهان را بر عهده دارد.

بهائیت این ساختار و تشکیلات را در واقع به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای خودش در دوره ی امروز و در جهان معرفی می کند و معتقد است که با ایجاد یک سازمان، محکمه و  تشکیلات بین المللی که پیروان خودش را داره مدیریت می شود و در واقع خود را به عنوان عالی ترین ساختار دینی را در دنیا ارائه کرده است که در پاسخ باید گفت اولا این ساختار به طور عموم رویداد جدیدی نیست و در مسیحیت مخصوصا در مسیحیت کاتالویک به نوع دیگرشاهد آن هستیم پس از اینکه بهائیت ادعا می کند که چیزی نو را به دنیا ارائه کرده چنین چیزی نیست و  در واقع مدلی که در کلیسای کاتولیک یا سایر کلیساهای مسیحی امروزه اجرا می شود را اجرا کرده، و یک بدلی است از سازمان های حکومتی و در واقع غیر دینی، یعنی در واقع  یک چیزی شبیه به ساختار حاکمیتی غیر دینی را طراحی کرده که باز این هم یک تقلیدی است از حکومت ها و کشورها، پس این هم باز نمی تواند به عنوان یک شاخص مثبت تلقی شود.

در واقع این که کارکرد این سیستم و ساختار هم مورد قبول نیست یعنی این نیست که حالا فرض کنیم بهائیت این ساختار را از هرجا به دست آورده یک ساختار خیلی خوبی باشد، نخیر! می تواند مزایایی داشته باشه ولی الزاما به معنای خوب بودن و یا بهترین بودنش نیست .

 

 درچه نیوز: اکثر افرادی که از این فرقه جداشده اند در نوشته های خود به تعارض ها و محدودیت های اجتماعی  که این فرقه و سازمان برای اعضای خود ایجاد می کنند اشاره دارند در این مورد توضیح بفرمایید؟

ساختار فرقه ضاله و تشکیلات بهائیت که به عنوان بیت العدل شناخته می شود در واقع به نوعی فرد بهائی که در این سازمان فکری و سازمان اجتماعی عضویت دارد را دچار یکسری محدودیت ها و مشکلات می کند .

شخص وقتی که در یک جامعه قرار می گیرد زمانی حضورش در آن جامعه دینی زیباست که اولا  آگاهانه و عاشقانه مسیر را پذیرفته باشد و دوم آن ساختار و سازمان دست و پای ان شخص را نبندد و این شخص را مدام کنترل نکند و الان ساختار و تشکیلات بهائی با همین عنوان به اصطلاح بیت العدل در حال کنترل اعضاست.

کسانی که از فرقه ضاله بهائیت جدا شده اند و در واقع به ادیان دیگری روی آوردند و مسلمان یا مسیحی شدند یا حتی بی دین شدند ، این افراد کتاب هایی نوشتند.

افرادی که در دهه های اخیر به عنوان مثال شوقی از بهائیت خارج شد وقتی کتاب ها ی این شخص را می خوانیم، می بینیم عمدتا اشکال و اعتراض جدی آنها به همین ساختار و تشکیلات است، وقتی که در دوره ی قبل از ساختار منع شدن بهائیت و قبل از دوره ی بیت العدل از بهائیت خارج می شد آثار و نوشته ها که مبانی فکری و در واقع اندیشه ای بهائیت را مخدوش می کرد و زیر سوال می برد اما بعد از دوره ی ساختاری از سال ۱۹۶۳ که بیت العدل بار اول شکل گرفت ، سال ۱۳۴۰ شمسی تقریبا که بیت العدل شکل می گیرد چهار سال بعد از مرگ شوقی کسانی که از فرقه خارج شده اند و در بیرون آثارشان را مطالعه می کنیم نوعا از سخت گیری های درون سازمانی بهائیت، تقلب کاری، دوروئی و از فشار که بر روی زندگی شخصی آنها وجو داشته است  سخن به میان آمده است.

به عنوان مثال کتابی که مرحوم آقای آیتی نوشته به عنوان کشف الحیل در قبل از سازمانی شدن بهائیت نوعا اشکالاتش به شیوه شکل گیری و ساختارهای فکری بهائیت است و عملکرد مبلغین این افراد، یا مثلا مسیح اله رحمانی در کتاب راه راست، بیشتر رفتار آن مبلغینی که می آمدند به آن منطقه را زیر سوال برده  و در موردشان نوشته است و این که تشکیلات این ها را وادار به یکسری کارهایی کرد که این ها تمایلی به انجامش را نداشته اند.

به عنوان مثال کتاب های خانم رئوفی به عنوان کسانی که از فرقه جدا شدند و یا کتاب فرانچسکو فیچیکی آلمانی یا  رومه هرمان را می خوانید می بینید که این ها از ساختار تشکیلاتی گریزان شدند.

مثلا یک فرد محققی مثل دنیس مک اوئن یا خوان کول و یا افرادی نظیر این ها که به عنوان یک محقق تاریخ شناس یا به اصطلاح تو عرصه فعالیت های اجتماعی بهائی بوده اند به خاطر سختگیری های سازمان بهائیت از بهائیت جدا شدند.

دنیس مک کوئن با وجود این که احساس می شود حتی بعد از جدا شدن بهائیت هم هنوز رگه هایی از علاقه به بهائیت در وجودش هست به خاطر این که ساختار بهائیت مانع پژوهش کردن بیشتر این افراد می شود ، از این فرقه جدا می شود که بتواند پژوهش کند چون به عنوان یک بهائی نمی تواند پژوهش انجام دهد و به عنوان یک بهائی امکان پژوهش از این شخص گرفته شده است  ، خارج می شود!

 

 

درچه نیوز: در مورد کتاب های نوشته شده در مورد بهائیت و سانسورهایی که در این کتاب ها شده است بفرمایید؟

در مورد این موضوع که چگونه در بهائیت سانسور های عجیب و غریب و غیر قابل قبول اتفاق می افتد، خواهش می کنم بهائی ها جواب من را بدهند یعنی دوست دارم که به واقع جواب این سوال من را بدهند  و موضوع را به گونه ای حل بکنند.

ببینید الان ما یک کتابی داریم تلخیص تاریخ نبیل زرندی به عنوان یکی از منابع تاریخی فرقه شناخته می شود، تلخیص تاریخ نبیل زرندی یعنی خلاصه شده ی کتاب نبیل زرندی این کتاب در واقع ترجمه ای فارسی از یک کتاب عربی است به نام مطالع الانوار که یک فرد مصری این کتاب را نوشته ، اما کتاب مطالع الانوار هم خودش یک کتاب تالیفی نیست بلکه ترجمه ای است از کتاب دام بریکرز یعنی اشعه های نور یا همان مطالع الانوار به عربی که این کتاب را شوقی افندی نوشته، شوقی افندی در این کتاب می گوید که خلاصه ای است از کتاب تاریخ نبیل زرندی ، سوال اینجاست که  این کتاب تاریخ نبیل زرندی کیست که خلاصه اش کرده اید؟ شما الان چیزی که بهائی دارند به عنوان تلخیص تاریخ نبیل زرندی ترجمه دست سوم کتاب تاریخ نبیل زرندی اصلی است یعنی آن کتاب را شوقی افندی خلاصه کرده و به زبان انگلیسی نوشت بعد آن فرد مصری این کتاب را از انگلیسی به عربی ترجمه کرده و آقای اشراق خاوری این کتاب را از عربی به فارسی تبدیل کرده و در واقع برگرداند و سوال ما از بهائی ها این است که  کتاب تاریخ نبیل زرندی خودش کجاست؟  اگر چنین کتابی وجود ندارد پس شوقی افندی چه چیزی را خلاصه کرده اگر چنین کتابی وجود دارد و شوقی افندی از روی آن این کتاب را خلاصه کرده از سال ۳۶ یعنی سال ۱۹۵۷ اقای شوقی افندی فوت کرده سال ۱۹۵۷ میلادی برابر است با ۱۳۳۶ هجری شمسی شوقی افندی از دنیا رفته است، سالیان زیادی نگذشته تقریبا چیزی در حدود ۶۰ سال گذشته قطعا از ۶۰ سال پیش تا کنون این کتاب نباید نابود شده باشد، در یک تشکیلات و یک سازمان بوده که این آثار را سعی می کنند مو به مو حفظ بکنند ، الان دست نوشته های بهاءالله هست، دست نوشته های باب هست، چطور ممکنه که یک کتاب تاریخی موجود نباشد.

واقعیتش این است که این کتاب را تشکیلات پنهان می کند یعنی تشکیلات حتی از مطالعه آزاد آثار توسط پیروانش به نوعی مخالفت می کند و جلوگیری بعمل می آورد.

ما می گوییم مثلا بعضی از کتابها ،کتاب های ضاله هستند نباید مردمی که توانایی علمی ندارند بخوانند،اما می گوییم حداقل کسانی که دانش ، فضیلت و  توانایی اش را دارند آن ها بخوانند.

کتاب های ضاله ممنوع برای کسانی هست که ممکن آسیب ببینند حالا کسانی که توانایی درک و تحلیلش را دارند آن ها بخوانند ، اما فرقه ضاله بهائیت می گوید که شما کتاب تاریخ نبیل زرندی را حتی اگر محقق هم هستی حق نداری بخوانی ! این را تشکیلات تصمیم گیری می کند و  سایه سنگین تشکیلات بر روی پژوهش های عقل و دریافت های حسی افراد هم تاثیر نامطلوب دارد و اثر گذار است و در واقع تشکیلات فرقه ضاله بهائیت یک سایه بسیار بسیار سنگینی را بر آحاد جامعه دارد و به همین دلیل هم در پی سوالی که فرمودید آیا مثلا کسانی هستند که بخاطر تشکیلات از فرقه می خواهند جدا بشوند و نمی توانند، طبیعتا همینطوری است. وقتی که فرد می خواهد از فرقه جدا بشود می بیند که دچار یک سری از محدودیت های غیر قابل قبول است  مثلا بهائیت می گوید شما مسلمانان وقتی کسی از دینتان بر می گردد اعدامش می کنید. اولا اینطوری نیست. ارتداد تابع عوامل متعددی است یعنی اگر حکم ارتداد صادر شود به این سادگی نیست که کسی به مجرد این که اشتباهی کافر حساب شود و بعد حکم ارتداد اجرا شود و آن روش، روش داعش است  که این طوری عمل می کند.

در روش شیعی و در روش فقه مقدس شیعه اثنی عشری احرا ارتداد  قوایدی داره که به این سادگی کسی را مرتد معرفی نمی کند ضمن اینکه هر مرتدی هم اعدام نمی شد مرتدی که ارتدادش را در واقع اعلام می کنه و اعلام جنگ به جامعه اسلامی می کند در واقع در معرض آسیب قرار می گیرد و در غیر این صورت اگر کسی برای خودش از دین منصرف بشود  کسی کاری با آن ندارد ولی در فرقه بهائیت شما حتی نمی توانید خودت را از این سیستم و سازمان جدا و منفک بکنید، شما به عنوان یک عنصر در این سازمان مجبورید سازمان را تحمل بکنید چون اگر جدا بشید دیگر پدر، مادر، خواهر، همسر، برادر، فرزند باید از شما جدا بشوند باید در واقع ارتباطشان از شما قطع شود.

 

درچه نیوز: در پایان توضیحات تکمیلی و توصیه خاصی  درباره بهائیت هست بفرمایید؟

من توصیه می کنم اولا به مسلمون ها و ثانیا به بهائی ها که در واقع هرگونه ارتباط با فرد بهائی که خودش را مقید به سازمان و ساختار ندانند و ان طوری که به مسلمانها توصیه می کنند شما چرا نمی آیید آثار ما را مطالعه کنید ان ها کتاب های ما را متقابلا مطالعه نمایند و  واقعا فضایی که امروز در دنیا وجود داره فضای تعامل، فضای ارتباط، می توانند در فضا های مختلف مجازی و غیر مجازی در محیط های امن با هم دیگر گفت و گو کنند، تحقیق و جستجو کنند و بر اساس دریافت های خودشان عمل کنند این که تشکیلات چه می گوید،مسلم است که تشکیلات به نفع خودشان حرف می زنند و حداقل اگر مسیر را می خواهند انتخاب بکنند این مسیر را با چشم باز نه با ادعای وابسته به جریان انحرافی عمل بکنند.

انتهای پیام/


  • کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه خبری تحلیلی درچه می باشد

    بایگانی اخبار پیوندها تماس باما خبرنگار افتخاری درباره ما نظر سنجی