کد خبر : 20481

تاریخ انتشار : ۱۰:۰۲ ق.ظ - یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۸ چاپ این مطلب

چکار کنیم تا خدا ما را به امتحانات سخت مبتلا نکند؟

سخنان حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در برنامه سمت خدا

سوال – اگر کسی بنده ی خوب خدا شد ، آیا باز هم مورد امتحان و ابتلای الهی قرار می گیرد؟

پاسخ – بعضی ها فکر می کنند حالا که انسان خوبی شده اند دیگر نباید مشکل داشته باشند. در حالیکه این طور نیست زیرا پیامبر فرد بسیار خوبی بود ولی مشکل ایشان هم از همه بیشتر بود. مثلا نمی توانیم بگوییم حالا که در مسجد هستیم سرما نمی خوریم زیرا ممکن است که زمستان باشد و انسان در مسجد سرما بخورد. بنا نیست که اگر مکانی مقدس شد گرفتار گرما و سرما نشود.
به پیامبر می گفتند که ما ایمان نمی آوریم مگر اینکه در کم آبی ،چشمه ی آب دربیاوری یا می گفتند که اگر خانه ی طلائی داشته باشی ایمان می آوریم یا می گفتند که به آسمان برو. البته در داستان معراج این اتفاق افتد یا می گفتند که کرات آسمانی را بهم بریز. فردی کشتی گیر بود و به پیامبر گفت که اگر شما پیامبر هستی بیا با من کشتی بگیر. اگر مرا زمین زدی به تو ایمان می آورم. نبوت یعنی حرف منطقی زدن و دعوت به حق و این ربطی به کشتی ندارد. مثل اینکه به من بگویند که اگر معلم خوبی هستی برای من یک کت بدوز. این دو مطلب بهم ربطی ندارد .گاهی ما مطالب را با هم قاطی می کنیم و توقعات بیجا داریم.
افرادی هستند که نمی دانند دنیا دار امتحان است .در قرآن حدود بیست آیه در مورد امتحان داریم. داریم که همه باید امتحان بدهند. حتی خدا حضرت ابراهیم را به چند حادثه امتحان کرد. بعضی می گویند که مگر خدا نمی داند که ما چکاره هستیم پس چرا ما را امتحان می کند؟ وقتی ما کسی را امتحان می کنیم نمی دانیم که او چکاره است .حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: خدا ما را امتحان می کند تا بر اساس کاری که می کنیم مزد و پاداش بگیریم. مثلا شما می دانید که این فرد بنا است ولی به او پول نمی دهید زیرا شما براساس کاری که آن فرد برای شما می کند پول می دهید. پس ما صرف دانستن شغل کسی به او مزد نمی دهیم بلکه براساس کاری که برای ما می کند مزد می دهیم. پس ما هم باید کاری بکنیم تا خداوند به ما مزد بدهد.
ابزار امتحان چیست ؟ قرآن می فرماید: هر شر و خیری سبب امتحان است. پس دادن ها و گرفتن ها امتحان است، هم برنده شدن و هم باختن امتحان است. انسان باید ظرفیتی داشته باشد که دادن ها و گرفتن ها در او اثری نداشته باشد مثل کارمندان بانک که ممکن است روزانه میلیون ها تومان پول به مردم بدهد یا بگیرد ولی برایشان تفاوتی نکند. در قرآن داریم که وقتی به تو نعمت دادند خیلی خوشحال نشو و وقتی نعمت را از تو گرفتند خیلی ناراحت نشو .
مردم در مقابل امتحان چند دسته هستند: عده ای هستند که در مقابل امتحان جیغ می زنند ،عده ای هستند که صبر می کنند و عده ای هستند که به سراغ سختی ها می روند .وقتی بچه پیاز را گاز می زند جیغ می زند و وقتی بچه بزرگتر می شود، پیاز می خرد. حقیقت پیاز یکی است منتها در نگاه بچه ، پیاز تلخ است و در نگاه بزرگتر خوب است .بعضی ها در این تلخی ها رشد می کنند. درختانی که آب کمتر مصرف می کنند چوب شان سخت تر است . بعضی ها فکر می کنند که حالا که بنده ی خوب هستند نباید تلخی ببینند و می گویند که طرف این همه عبادت کرد ولی به سختی دچار شد، این فکر اشتباه است زیرا پیامبر همه در سختی بودند و رشد کردند. ممکن است که کسی درس بخواند ولی در کنکور قبول نشود، این فرد نباید ناراحت بشود زیرا این امتحان است .دادن ها یا ندادن ها دلیل بر قهر بودن خداوند با ما نیست. دلیل اصلی خودمان هستیم. قرآن می فرماید: بعضی وقتی وضع شان خوب است می گویند که خدا به ما اِکرام کرده است یعنی اگر کار به نفع آنها شد کار را خوب می دانند و اگر کار به ضرر آنها نشد می گویند که کار بدی است .خدا می فرماید :این طور نیست ،سال گذشته به تو دادیم ولی به یتیم ندادی و امسال خشک سالی شد. ما نباید مطمئن باشیم که اگر تجارت کردیم حتما سود خواهیم برد یا اگر دخترمان را به یک فرد پولدار دادیم ،خوشبخت خواهد شد. زیرا ممکن است که این فرد ورشکست بشود و فردی فقیری که شما به او دختر ندادید پولدار بشود.
در قرآن داریم که بعضی ها که خیلی زرنگ هستند به جایی نمی رسند. و بعضی ها زندگی معمولی دارند ولی به جایی می رسند. خدا می خواهد بگوید که همه چیز به زرنگی نیست زیرا من ( خدا)هم هستم. اگر قرار باشد که ما هر کاری را بکنیم پس خدا چه می شود؟ جوانی به من گفت که دختری سراغ داری که صددرصد خوب باشد. من گفتم :اگر کسی صددرصد خوب باشد باید خدا را از خدایی بیندازد. ممکن است که خدا خوب را هم بد کند یا تلخ را هم شیرین کند. ممکن است که غوره ی ترش، شیرین بشود. در ضمن قضاوت های ما خیلی درست نیست. لیموشیرین در نظر ما شیرین است ولی لحظه ای بعد تلخ می شود ولی لیموترش از نظر ما ترش است ولی مدت زیادی در شیشه می ماند. در قرآن داریم که یکسری حساب ها دست شماست ولی یکسری حساب ها دست شما نیست. خدا می فرماید که گاهی کار از دست فرشته ها هم در می رود. پس همه ی شرها و خیرها امتحان است.
روایت داریم : اگر سه چیز نبود بشر سرکشی می کرد: فقر، مرگ و بیماری. گاهی باید این اتفاقات بیفتد تا بشر تنظیم بشود. گاهی اوقات انسان مغرور می شود و فکر می کند که چون درس خوانده است در کنکور قبول می شود ، ممکن است که شما بخواهید ولی خدا نخواهد.

سوال – آیا ما برای رشد خودمان باید منتظر باشیم تا سختی ببینیم یا اینکه از خدا بخواهیم که با نوازش زمینه ی رشد ما را فراهم بکند؟

پاسخ – این دست خداست. خداوند افرادی را از راه رفاه امتحان می کند و افرادی را هم از راه بلا امتحان می کند. ما نمی دانیم که خداوند برای ما کدامیک را در نظر گرفته است. ما علم غیب نداریم. حضرت امیر از عاقبتش خبر نداشت. و سه بار پرسید که وقتی من می خواهم بمیرم آیا بر دین خدا هستم؟ انسان نمی داند که چه اتفاقی می افتد. از سلمان فارسی پرسیدند که ریش تو بهتر است یا دم سگ ؟(می خواستند او را تحقیر کنند)او گفت: نمی دانم، هر کدام از ما که از پل صراط رد بشویم. ما نباید به ماشین شیکی که تند می رود حسرت بخوریم ،باید ببینیم که آیا به مقصد می رسد یا خیر. یکی از دلایلی که خداوند مزد و کیفر را برای قیامت گذاشته است همین است. ما نمی دانیم که کتاب الغدیر در چه کسانی اثر می گذارد ، ما باید تا قیامت صبر کنیم تا اهمیت این کتاب مشخص بشود. فردی که هروئین را درست کرده است مجازاتش فقط مرگ نیست زیرا ممکن است که در آینده عده ی زیادی بخاطر این مواد بمیرند یا فلج بشوند، باید قیامتی باشد تا در آنجا کیفر بشود. پس باید قیامتی باشد تا ما کارها را در آخر دنیا حساب کنیم.
آیت الله بروجردی کتابی را تقریظ کرده بودند یعنی نوشته بودند که این کتابی خوبی است . بعد ایشان گفتند که این مجله هم خوب است ولی وقتی گفتند که تقریظی هم بر این مجله بنویسید ایشان گفتند که نمی نویسم. زیرا من تمام کتاب را خواندم و فهمیدم مطالب آن چیست ولی من نمی دانم که در آینده این مجله چه چیزی را چاپ می کند. یعنی نمی دانم شماره ی بعد مجله خوب است یا نه .خداوند در قرآن می فرماید که شاید رستگار بشوید یعنی مطمئن نباشید. امام صادق(ع) می فرماید: هر کس خودش را از دیگری بهتر ببیند مستکبر است. فردی تعجب کرد و گفت که بالاخره یک فرد نماز خوان خودش را بهتر از فرد بی نماز می داند. او پرسید که من منظور شما چیست ؟ امام داستان ساحران فرعون را گفت. خدا می فرماید: فرعون ساحران زیادی داشت و تصمیم گرفتند که در چاشت (صبح)، در وسط شهر و روز عید که همه تعطیل هستند با موسی رقابت کنند. آنها همه برنامه ها را تنظیم کردند .آنها گفتند که آیا اگر ما بر موسی پیروز شدیم به ما جایزه ای می دهی ؟فرعون گفت :بله .اجازه می دهم که شما به دربار بیایید. ساحران سحرهایشان را انجام دادند و عصای موسی مار شد و همه ی وسایل ساحران را بلعید. قرآن می فرماید: ساحران سجده کردند و به موسی ایمان آوردند. فرعون گفت که شما بدون اجازه ی من ایمان آورده اید ، پس دست و پای شما را ضربدری قطع می کنم و به درحت آویزان می کنم. آنها گفتند که تو کسی نیستی و دنیا دو روز بیشتر نیست .
پس انسان کسی است که در یک ساعت قبل برای یک سکه کاری انجام می دهد و در یک ساعت بعد می گوید که تو کوچک هستی و خدا بزرگ است. پس در این شرایط انسان نمی تواند بگوید که من خوب هستم و تو بد هستی. چون ممکن است که ساعتی بعد او عوض بشود. حضرت امیر می فرمود که الان در راه مستقیم هستم ولی من از فردا خبر ندارم. خیلی ها در غدیر خم بودند ولی بعد بر روی علی شمشیر کشیدند. هیچکس نمی تواند به خودش مطمئن باشد.
از آیت الله گلپایگانی پرسیدند که اگر شما یک دعای مستجاب داشته باشید چه دعایی می کنید؟ ایشان فرمود: خدا عاقبت ما را به خیر کند. یوسف گفت: خدایا مرا مسلمان بمیران. یعنی یوسف هم برای عاقبت خودش دعا می کرد.

سوال – آیا ما می توانیم از خدا تقاضا کنیم که ما را به امتحانات سخت مبتلا نکند؟

پاسخ – فردی دعا می کرد که خدایا مرا محتاج به خلق نکن ،پیامبر فرمود که این دعا مستجاب نمی شود.زیرا انسان اجتماعی است و به مردم نیاز دارد. ما باید بگوییم :خدایا مرا گرفتار انسان های بد و نااهل نکن. امتحان قطعی است، ما می توانیم دعا کنیم که خدایا ایمانی به من بدهد تا در امتحانات موفق بشویم.
افراد کم طاقت باید به دیگران نگاه کنند. و کسانی که امتحانات سختی داده اند را الگو قرار بدهند. یک بار امام را به ترکیه تبعید کردند و پلیس ترکیه می خواست امام را بترساند، امام را به محلی بردند و گفتند که در این محل بیش از چهارصد نفر از علما که برعلیه دولت صحبت کرده اند را اعدام کرده اند. امام فرمود: ای کاش ما هم در ایران طوری قیام کرده بودیم که اعدام می شدیم.
روزی در قم برف سنگینی آمد و شاگردان موسسه علمیه قم آیت الله حائری فکر کردند که استاد امروز نمی آید ولی وقتی به کلاس آمدند دیدند که استاد در کلاس نشسته است و فرمود همان طور که بازار و مراکز دیگر تعطیل نیست درس هم نباید تعطیل باشد. قرآن به پیامبر می فرماید که دیگران هم مقاومت کردند. در قرآن داریم که به مریم و ابراهیم هم نگاه کن یعنی پیشینیان هم مشکلاتی داشته اند. کسانی که مورد امتحان قرار می گیرند اجر دارند و کسانی که صبر را پیشه می کنند خدا به آنها سلام و درود می فرستد. کسانی که در رفاه هستند و صدقه می دهند انسان های خوب هستند و پیامبر به آنها سلام می فرستد ولی کسانی که در فقر و تلخی ها انسان های خوب باشند، خدا به آنها سلام می فرستد.

سوال – صفحه ۲۵۰ قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – در این صفحه داریم :همانا خداوند سرنوشت شما را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودتان سرنوشت تان را تغییر بدهید.
اگر ما بگوییم که مرگ بر شاه ، شاه می رود و اگر بگوییم درود بر شاه ،شاه می ماند. اگر ما ارزان فروشی کنیم اعتبار کسب می کنیم و اگر گرانفروشی کنیم اعتبارمان را از دست می دهیم . بیشتر سرنوشت ها دست خودمان است . البته بعضی چیزها دست ما نیست مثلا قیافه ی ما دست خداست یعنی ما در آفرینش اختیار نداریم ولی ما می توانیم تولید کار و راه خودمان را عوض کنیم. اگر شما محبت کنید مردم شما را دوست دارند و اگر بداخلاقی کنید مردم از شما دوری می کنند. خدا به پیامبر می فرماید که اگر خشن بودی همه مردم از تو فرار می کردند. پس اعمال ما مربوط به خودمان است .
دعا وقتی مستحاب می شود که شرایطش باشد. فرد لقمه ی حرام می خورد ، پس دعایش مستجاب نمی شود. دعا باید به نفع دو طرف باشد. مثلا کسی دعا می کند که با فلانی ازدواج کند آیا ازدواج به نفع طرف مقابل هم هست یا خیر. ما منافع خودمان را در نظر می گیریم و حساب جمع را نمی کنیم. روایت داریم که اگر کسی در خانه بنشیند و اهل تلاش نباشد و دعا کند ،دعایش مستجاب نمی شود.
امام رضا (ع) می فرماید: اگر مردم زیبایی دین را بچشند، پیرو دین می شوند. ما مزه ی قرآن را نچشانده ایم . گاهی درس برای بچه جاذبه ندارد. گاهی ما به بچه ی کوچک اطلاعاتی می دهیم که به درد بچه نمی خورد. ما بد معرفی می کنیم. اگر مادر به سینه اش فلفل بمالد بچه شیر را نمی خورد. ما به دین فلفل می زنیم. گاهی جلسات ما خشک و طولانی است . اسلام فرموده است که ما می توانیم در بین نماز جماعت ،نیت فرادا بکنیم. در نماز اسلام به ما آزادی داده است ولی ما بین نماز مردم را گروگان می گیریم. ما باید دو نماز را با هم بخوانیم. اگر سخنرانی حرفه ای، مفید کوتاه، شیرین و با نشاط باشد ،گوینده به حرف هایش عمل کند و در جای خودش صحبت کند، مردم رو به سوی دین خواهند آورد.
ما باید ببینیم که برای هر گروه چه صحبت هایی بکنیم. ما در هنگام سخنرانی باید ظرفیتr طرف را بشناسیم و حالات او را درک کنیم. اگر دین را بد معرفی کنند، مردم از دین زده می شوند. هر چه می شنوید و می خوانید باید چهار شرط داشته باشد: واجب باشد یا مستحب ،مشکل فرد را حل کند یا جامعه را . اگر درسی جاذبه ندارد نباید آنرا گردن مردم بیندازیم .
خدایا به آبروی محمد و آل محمد به ما توفیق بده که شیرینی دین ،علم، خدمت به مردم و تقوا را بچشیم.


  • کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه خبری تحلیلی درچه می باشد

    بایگانی اخبار پیوندها تماس باما خبرنگار افتخاری درباره ما نظر سنجی